وای خدا مرگم بده خواهر این چه کاریه
خودم رو زدم بخواب توی بغل عمه مریم چون خیلی منو دوست داره
امروز نیمه شعبان هستش فکر کنم دارم میرم خونه دایی حاجی آره درسته
اینم تولد 100 روزگی دخملی من
نمیذارن استراحت کنم دیگه هی زن عمو داره باهام حرف میزنه
اینا که از تختم آویزون کردین کمه شکلک هم برام در میارین
حال میکنید هیکل ورزشکاریو
یکی پیدا نمی شه منو از این تو بیاره بیرون
نترسید این عروسک روی لباس منه خودم که نیستم
وای دیشب توی اتاق آنیتا چقدر خوب خوابیدم هه هه هه هه هه هه هه 